به اعتقاد بسیاری از کارشناسان و مدیران شهری و حتی شهروندان عادی، برخلاف ادعاهای مطرح شده از سوی شهرداری مبنی بر اقدامات زیر بنایی در شهر تهران و تلاش برای جلوگیری از فساد در شهرداری، بررسی عملکرد شهردار و تیم همراه وی و اقداماتی که در طول این ۲ سال انجام داده اند می تواند نشان دهنده چهره واقعی و رویه در پس پرده نقاب زیبای شعارهای این دوره از مدیریت شهری باشد.

به گزارش مرور نیوز، روند انتخاب پیروز حناچی شهردار کنونی تهران از همان ابتدا نیز با برخی بازی‌های سیاسی در میان طیف‌های اصلاح‌طلب حاضر در شورای شهر گره خورده بود. در حالی که ابتدا اعضای حزب اعتماد ملی در نگه داشتن افشانی در شورای شهر ناکام ماندند، بار دیگر بیشترین تلاش‌ها از سوی حزب اتحاد ملت معطوف به تعیین شهردار جدید شد. گزینه اصلی اعضای این حزب برای شهرداری، عباس آخوندی بود. گزینه ای که تا مرحله نهایی انتخاب شهردار بالا آمد، اما سرانجام با اختلاف یک رای رقابت را به حناچی واگذار کرد. در این شرایط، چه بسا اعضای حزب اتحاد ملت تصمیم گرفته بودند تا با انتخاب حناچی به عنوان سرپرست، به گونه‌ای سطح او را از جایگاه شهرداری تهران پایین‌تر نشان دهند. برای همین گروهی معتقد بودند که این کار می‌تواند نوعی انتقام از عدم انتخاب شهردار تهران مورد نظر آنها باشد. گرچه با حمایت اعضای حزب اعتماد ملی، حناچی نه در قالب سرپرست که در جایگاه شهردار تهران، سکان هدایت پایتخت را در دست گرفت.

پیروزی "شکننده"

با وجودیکه تا روز انتخابات، همه اظهار نظرها حکایت از آن داشت که عباس آخوندی شهردار تهران خواهد شد اما، در نهایت اعضای شورای شهر تهران ۲۲ آبان‌ماه ۱۳۹۷ پیروز حناچی را (با ۱۱ رأی) در مقابل عباس آخوندی (با ۱۰ رأی) به عنوان شهردار جدید پایتخت ایران انتخاب کردند. حناچی۵۵ ساله و دکترای معماری است. او دبیری شورای عالی شهرسازی و معماری ایران و معاونت معماری و شهرسازی وزیر راه در دولت یازدهم است و دانش‌آموخته معماری از دانشگاه تهران و فارغ‌التحصیل دکتری تخصصی مرمت شهری و باز زنده‌سازی شهر‌های تاریخی است. او روز ۲۵ مهرماه سال ۱۳۹۶،طی حکمی از سوی محمدعلی نجفی، شهردار وقت تهران، به سمت معاون فنی و عمرانی شهرداری تهران منصوب شده بود.

پیروز حناچی با اختلاف یک رأی در مقابل عباس آخوندی، به عنوان شهردار جدید تهران انتخاب شد. حناچی در دولت اول محمد خاتمی، رئیس جمهوری اسبق ایران، معاون نظام مهندسی و اجرای ساختمان وزیر مسکن و شهرسازی و نخستین رئیس مرکز مطالعاتی و تحقیقاتی معماری و شهرسازی و در دولت دوم اصلاحات، معاون معماری و شهرسازی وزیر راه و شهرسازی بود. پیروز حناچی همچنین در دولت محمود احمدی‌نژاد مشاور وزیر راه وقت بود و در دولت حسن روحانی نیز به عنوان معاون معماری و شهرسازی عباس آخوندی، وزیر مستعفی راه، فعالیت داشت.

چهره مرموز همیشه در صحنه!

برای همین، از همان ابتدا از وی به عنوان یکی از چهره مرموز همیشه در صحنه! مدیریتی یاد می شد. مردی که چه اصولگرایان بر سر کار باشند و چه اصلاح طلبان همچنان جایگاه مدیریتش تضمین شده است. با این وجود از همان ابتدای انتخابش به عنوان شهردار، اگر و اما های بسیاری در مورد انتصاب وی وجود داشت. وی که گفته می شد بعد از حزب اتحاد، با مذاکراتی که چند نفر از اعضای شورا و مجلسی های حزب اعتماد ملی موفق شده تا اکثریت آرای شورا را به دست آورد و در آخرین لحظه کرسی شهرداری را از زیر پای رییس اسبق خود یعنی آخوندی بکشد، بعدها گویا از آنجاییکه حاضر نشده بود تن به خواسته ها و سهم خواهی های آنها بدهد، کاملا روبروی حامیانش اعم از اتحادی و اعتماد ملی‌اش در شورا قرار گرفت. گرچه حاشیه های انتخاب حناچی به همین جا ختم نمی شد. حاشیه هایی که شاید اولین مورد جدی آن درست بعد از انتخابش و در خصوص تایید حکم شهرداری‌اش از سوی وزیر کشور شکل گرفت. 

آرای شکننده حناچی در مقابل آخوندی نیز نشان داد که میان اصلاح‌طلبان بر سر شهرداری تهران اجماعی وجود نداشته است. در حالی که حزب اتحاد ملت که اصول‌گرایان آن را "بدل" حزب منحل‌شده مشارکت می‌دانند، حامی آخوندی بود، مخالفان آخوندی، همچون حزب اعتماد ملی، معتقد بودند که قرار گرفتن او بر کرسی شهرداری تهران، "رابطه شهرداری و دولت را به زمان قالیباف بازخواهد گرداند، زیرا او بخاطر نحوه خروجش از کابینه، توانایی تعامل با دولت روحانی را نخواهد داشت". رقابتی که در نهایت پیروز آن اعضای حزب اعتماد ملی ساکن در شورای شهر که پیش از آن نیز در شهردار شدن محمد علی افشانی نقش غیرقابل انکاری را داشتند، بودند! با این حال به گفته برخی از اعضای شورای شهر در آن زمان، گویا دلیل عوض شدن سرنوشت انتخابات شهردار تهران، حمایت دولت و شخص رییس جمهور از حناچی بوده است. بنا بر ادعای این اعضا که چندان تمایلی به اظهار نظر رسمی در این مورد نداشتند گویا، بعد از اختلافات پیش آمده بین آخوندی و دولت که تا پای استعفای وی نیز ادامه داشت و منجر به برکناری اش شد، مهره های کلیدی در دولت به این نتیجه رسیده بودند که در صورت شهردار شدن آخوندی احتمالا دوباره باید منتظر چالش های جدیدی بین دولت و شهرداری باشند. برای همین، گویا رییس جمهور برای اعضای شورای شهر تهران پیغام فرستاده بود که اگر آخوندی شهردار شود، دیگر نباید انتظاری در خصوص حمایت دولت از شهرداری داشته باشند. تهدیدی که بالاخره کارساز افتاد و باعث شد تا اعضای شورا به یکباره در چرخشی ۱۸۰ درجه ای؛ نام حناچی را از داخل تنگ بلوری انتخابات شهرداری بیرون آورند!     

اولین جرقه ها؛ برادر پیروز حناچی در سازمان مجاهدین خلق است!؟

در هر حال هنوز چند ساعت از انتخاب شهردار جدید نگذشته بود که رقبای تندروی اصلاح‌طلبان این شورا، در شبکه‌های اجتماعی مدعی عضویت برادر پیروز حناچی در سازمان مجاهدین خلق (گروهک تروریستی منافقین) شدند و او را پیمان حناچی، "کادر آموزش" این سازمان، معرفی کردند.

پیروز حناچی به این ادعا پاسخ روشنی نداد، اما یکی از اعضای شورای شهر تهران عملا آن را تأیید کرد. حسن رسولی از اعضای شورای شهر اما؛ با اشاره به اینکه "برادر آقای حناچی بیش از ۳۰ سال است که هیچ تماسی با خانواده نداشته است"، در دفاع از شهردار منتخب شورای شهر تهران گفت: «اتفاقا تیم مبارزه نیرو‌های انقلاب با طیف وسیعی از سازمان‌ها و گروهک‌های ضدانقلاب در دهه ۶۰ دامن بسیاری از خانواده‌ها را گرفته است. ما در جمهوری اسلامی وزیری داشتیم که برادرش اعدام شد. خانواده بزرگانی مثل مرحوم آیت الله گیلانی و... نمونه‌ای از این نزاع‌های خانوادگی هستند. نهاد‌های اطلاعاتی و امنیتی هم در گذشته و هم حالا نسبت به این موضوع اشراف اطلاعاتی دارند.»

منتقدان حناچی همزمان به نقد، شعار اولویت او در "ورود نیروی متخصص خارجی به کشور" اشاره کردند. استناد آنها در واقع به ویدیویی بود  که پیروز حناچی در آن گفته بود: «به بهترین متخصصان برای اداره امور شهر نیاز داریم. ما برای تیم ملی مربی خارجی می‌گیریم. مگر شهرسازی کشور از تیم ملی کشور کمتر است؟"

موج این انتقادها چنان بالا گرفت که بالاخره روابط عمومی شهرداری تهران را مجبور به واکنش کرد. این اداره در توضیح منظور شهردار جدید تهران گفت: «برخلاف حواشی مطرح‌شده به دنبال انتشار فیلم، حناچی انتقال تجربیات کارشناسان خارجی را تنها در کنار بهره‌مندی از ظرفیت نیرو‌های داخلی مفید می‌داند.

این حواشی که در راس آنها همان انتصاب برادر حناچی به سازمان مجاهدین و دیدار این دو با یکدیگر بود باعث شد تا تایید صلاحیت وی تا لحظه آخر و آخرین مهلت تعیین شده قانونی ادامه پیدا کند. گرچه اعضای شورای شهر تلاش می کردند تا دلایل دیگری را برای طویل شدن زمان تایید شهردار منتخبشان عنوان کنند. اما با این وجود اخبار منتشر شده غیررسمی همچنان حکایت از آن داشت که دستگاه های اطلاعاتی؛ همچنان به خاطر ابهاماتی که در مورد پرونده حناچی و بخصوص ارتباطات وی با بردارش دارند، در تایید حکم وی تعلل می کنند.  حتی سخنان ضد و نقیض اعضای شورا نیز به نوعی تداعی گر همین نظریه ها بود. به عنوان مثال: محمود میرلوحی، به عنوان یکی از اعضای شورای شهر و از طرفداران حناچی آن روزها با اشاره به اینکه وزارت اطلاعات شهردار جدید تهران را "تأیید کرده"، گفت: با توجه به پیگیری‌های صورت‌گرفته از سوی وزارت کشور حناچی مشکلی برای صدور حکم در این نهاد امنیتی [وزارت اطلاعات] ندارد و علی‌القاعده باید حکم وی تا اول آذرماه صادر شود.

اما بخش دوم سخنان وی شائبه فشارهای پشت پرده را تقویت می‌کند. وی در این بخش از سخنان خود گفت: «در صورتی که حکم آقای حناچی تا اول آذرماه صادر نشود این موضوع به هیأت حل اختلاف خواهد رفت.» 

سخنان دو پهلوی محسن هاشمی، رئیس شورای شهر تهران نیزدر آن روزها؛ نه تنها کمکی به روشن شدن دلیل تعلل تایید حکم حناچی نکرد که بیشتر بر تردیدها و ابهام‌ها افزوده است. او در پاسخ به این پرسش که آیا اطلاعی از فرآیند رسیدگی به صلاحیت حناچی به عنوان شهردار تهران دارد یا نه، گفت: ما در این زمینه اطلاعاتی نداریم و قاعدتا اطلاعات خبرنگاران نسبت به این موضوع بیشتر است.

اظهارات خود حناچی نیز ابهام در مورد تأیید صلاحیت‌اش را تشدید می‌کند. او در اظهار نظری در خصوص تایید صلاحیتش در همان روزهای سردرگمی، گفت: انشاءالله صلاحیت انسان از سوی خداوند رد نشود. اما به نظر می رسد اینبار هم دوباره اختلاف بین روحانی و آخوندی به نفع حناچی تمام شد و باعث گردید تا با حمایت جانانه رییس جمهور از وی، حناچی در نهایت کرسی نشین شهرداری تهران شود. چرا که اعضای شورای شهر که از تلاش هایشان برای تایید حناچی به نتیجه ای نرسیده بودند، به روحانی اعلام کردند که چنانچه شهردار منتخبشان تایید نشود، مجبورند دوباره رای به انتخاب آخوندی بزنند. پیغامی که باعث شد تا رییس دولت تلاش مضاعف را برای تایید حناچی آغاز کند تا مبادا آخوندی دوباره برکرسی شهرداری که کم از وزارت نیست، تکیه زند. تلاش هایی که بالاخره جواب دادند و باعث شدند تا پیروز حناچی با تمام حواشی‌اش، سومین شهردار منتخب شورای پنجم باشد و کلید پایتخت را از افشانی تحویل بگیرد.  

سکوت معنا دار

حامیان پیروز حناچی علاوه بر واکنش‌های رسانه‌ای، تلاش کرده‌اند تا با انتشار عکس‌هایی از او در جبهه‌های جنگ ایران و عراق و تأکید بر اینکه حناچی از "خانواده شهدا" است، در تقویت موقعیت او بکوشند. از جمله دیگر این اقدامات آنان انتشار نامه تبریک جمعی از "فرماندهان و پیشکسوتان قرارگاه مهندسی رزمی خاتم‌الانبیا" در دوران جنگ ایران و عراق به حناچی به عنوان شهردار تهران است.

اما سکوت دو وزارتخانه کشور و اطلاعات، نشان داد که حمایت‌ها، از قدرت کافی برخوردار نبوده‌اند. در نامه تبریکی که گفته می شد فرماندهان قرارگاه خاتم‌الانبیا نوشته بودند اما اثری از نام فرماندهان پرنفوذ سپاه پاسداران دیده نمی شد. ضمن آنکه همان زمان هم  چهره‌های شاخص اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی نیز در میان حامیان آشکار حناچی چندان تلاشی برای رد اتهامات مطرح شده علیه وی نمی کردند. 

برادر آقای شهردار!

اما پیمان حناچی کیست؟ جستجو در اینترنت اطلاعات زیادی از وی را نشان نمی دهد. اما براساس گزارش های سال‌های نه چندان دور برخی از رسانه ها، پیمان حناچی جز افراد کادر آموزشی منافقین بوده است. گفته می شود وی از جمله افراد هدایت کننده عملیات مرصاد داخل خاک ایران بوده است. براساس این داده ها، نامبرده در تاریخ ۹۵/۰۳/۰۶ از کمپ اشرف به لیبرتی پیش آمریکایی ها رفته و از آنجا مقصد نامبرده معلوم نشده است. خبر دیگری نیز می گوید، پیمان حناچی به آلبانی رفته است ولی از زمان ورود به لیبرتی نامبرده دیده نشده است.

در همین راستا بنا بر ادعای برخی سایت های خبری و اخبار غیررسمی، گویا این موارد قبل از جلسه انتخاب شهردار در شورای شهر توسط مبادی ذیربط! به اطلاع پیروز حناچی رسیده، وی نیز مجاب شده بوده که کناره گیری کند، منتهی به اصرار خاتمی کنار نرفت. براساس این اخبار گویا خاتمی به وی گفته که این ها یک تب زودگذری که تندروها ایجاد کرده اند و بعد از چند روز سر و صداها می افتد!

اما رد پای پیمان حناچی را می توان در گزارش های دیگر نیز جستجو کرد. یک کاربری سیاسی در توئیتر به بخشی از یک کتابی جنجالی درباره پیمان حناچی که در آن به ارتباط او با گروه منافقین اشاره شده ،رجوع کرده است. هواداران حناچی در مقابل عکس‌های جبهه او را منتشر می‌کنند و خانواده شهید بودن او را شاهد وفاداری‌اش به نظام می‌دانند.

این انتقادها در مورد انتخاب فردی که چنین ابهام بزرگی در زندگی وی وجود داشت باعث شد تا  شهردارجدید تهران در همان روزهای نخست انتخابش در صفحه توییتر خود بنویسد: وَلَا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَىٰ أَلَّا تَعْدِلُوا ۚ اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ . و مبادا دشمنى با گروهى از مردم شما را به بی‌عدالتی کشاند، به عدل و داد رفتار کنید که این به تقوا نزدیک تر است.

با این حال این توئیت و سکوت وی باعث نشد تا انتقادها در مورد ابهامات زندگی شخصی اش و ارتباطش با بردارش کم شود. انتقادهایی که در نهایت آنچنان بالا گرفت تا بالاخره بعد از حدود یکسال از انتخاب شهردار تهران و ماه‌ها سکوت و فرار از جواب دادن به سوالات خبرنگاران در این زمینه، وی را وادار به واکنش کرد. حناچی در برنامه ای تلویزیونی بدون آنکه بخواهد به جزییات ارتباطش با بردارش اشاره ای داشته باشد تنها به گفتن این جمله اکتفا کرد که: بالاخره کسانی که روزهای اول انقلاب را به یاد دارند، می دانند که در آن شرایط خیلی اتفاقات افتاد که خوب و میمون نبود و خیلی‌ها هم صدمه دیدند و عارضه آن را چشیدند. به هر صورت ما هم یکی از این خانواده‌ها بودیم. معمولاً هم خانواده‌هایی که فضای عمومی در خانواده راحت بود این اتفاق می‌افتاد که خود بچه ها مسیرشان را انتخاب می‌کردند. کسی هم نمی‌دانست انتهای مسیر در نهایت به کجا ختم می‌شود. به هر صورت ما هم از خانواده‌هایی بودیم که این تجربه را داشتیم.

او افزود: ایشان بزرگ‌تر از من بودند. مرحوم پدرم،  ما را در مدرسه‌ مفید که صبغه ای اسلامی داشت و آن زمان مرحوم شهید بهشتی، شهید باهنر، مرحوم موسوی اردبیلی بنیان‌گذار آن بودند، گذاشتند. ما با فضای مذهبی در آن دوران بزرگ شدیم. کشور هم تجربه فضای آزاد را نداشت. ایشان آدم فعالی بود. در شرایط انقلاب هم فعال بود، ولی به هر صورت قسمت این بود!

ماجرای ابهامات مربوط به زندگی حناچی و ارتباطش با منافقین اما به همین جا ختم نشد، در شهریور ماه سال گذشته ، قرائت آیه ای قرآن توسط وی در مراسمی دوباره باعث شد تا واکنش های جدیدی در مورد ارتباط وی با شبکه مجاهدین خلق کلید بخورد.

اقدام ناخواسته    

وی در مراسم اهتزاز پرچم ۱۰۰۰ متری «یا حسین(ع)» در باغ هنر مجموعه اراضی عباس آباد آیه‌ای از قرآن را تلاوت کرد که در آن واژه‌های «مجاهدین» و «خلق» وجود دارد. اما نکته جالب‌تر ماجرا وجود این آیه در نشان گروهک تروریستی مجاهدین خلق  است که بارها از سوی سرکردگان این گروهک مورد تاکید قرار گرفته است!

حواشی این مراسم سبب شد تا پس از گذشت ساعاتی از برگزاری این مراسم، یکی از سایت‌های خبری که اخبار این مراسم را به طور کامل پوشش داده بود، همزمان با انتقادهای مردمی  این خبر را از روی سایت خود حذف کند!

یک سال و نیم قبل خبری در مورد حذف کلمه "شهید" از روی تابلوهای نامگذاری معابر و خیابان های شهر تهران چنان سرو صدایی به پا کرد که شهرداری تاکنون نیز نتوانسته آثار آن را به صورت کامل پاک کند. تصاویر منتشره در فضای مجازی حکایت از این داشت که در برخی از معابر شهر تهران عنوان شهید از اسامی کوچه‌ها حذف شده است.

به دنبال این اتفاقات پیروز حناچی شهردار تهران در واکنش به حذف عنوان شهید از برخی مناطق و خیابان‌های سطح شهر تهران اظهار کرده بود: «در دوره جدید هیچ‌گونه تابلویی نصب و حذف نشده است و تمام این تابلوها مربوط  به پنج سال گذشته می‌شود و امکان دارد برخی از تابلوهایی که فرسوده شده‌اند توسط شهرداری تهران اصلاح شده باشند اما به ‌صورت گسترده در شهرداری این کار انجام نشده است.

جالب آنکه تیرماه سال گذشته نیز در تهران نام شهید «علی اصغر برغمدی» از روی یکی از پل‌های شهر تهران برداشته شد. ماجرای نام‌گذاری این پل به دوره قبل شورای شهر تهران باز می‌گشت. یعنی زمانیکه اعضای شورای شهر و مهدی چمران رئیس وقت این شورا طی نامه‌نگاری با شهردار وقت تهران نام‌گذاری این پل به نام شهید را ابلاغ کردند.و این معبر واقع در بزرگراه شهید زین‌الدین و خیابان احسان به نام شهید برغمدی نام‌گذاری شد اما در دوره جدید نام پل تغییر یافت تا اینکه در پی اعتراضات به این اقدام شورای شهر، بار دیگر تابلوی مزین به نام شهید بر این پل نصب شد.

با این حال موضوع حذف عنوان «شهید» از برخی تابلوهای معابر و خیابان‌های تهران توسط شهرداری آنقدر از سوی افکار عمومی، رسانه‌ها و خانواده شهدا مورد توجه و انتقاد قرار گرفت تا اینکه غلامحسین محمدی رئیس مرکز ارتباطات و امور بین‌الملل شهرداری تهران در توئیت شخصی خود نوشت: «با تشکر از حساسیت‌ها و تاکید بر این‌که ما مدیون خون شهدای عزیز هستیم ابتدا تابلوهای گزارش‌شده کلاً چهار عدد از مجموعه ۱۵۰ تابلوی ترافیکی سطح ناحیه یعنی منطقه یک است که مربوط به سال‌های قبل می باشد. دوم همین اشتباهات اندک هم سریعاً اصلاح خواهد شد. سوم ان‌شاءالله نیت هم نظیر خلوص نیت شهدا باشد.»

بدین ترتیب با این توئیت شیطنت‌‌آمیز رئیس مرکز ارتباطات و امور بین‌الملل شهرداری تهران و کوچک دانستن این اتفاق، انتقادات شدت بیشتری به خود گرفت تا اینکه در شورای اسلامی شهر تهران کمیته ویژه‌ای برای بررسی موضوع حذف عنوان شهدا به ریاست سخنگوی شورای شهر تشکیل و در آذر ماه سال جاری گزارش عملکرد این کمیته قرائت شد.

در گزارش کمیته ویژه بررسی موضوع تابلوهای مزین به نام شهدا که در ۱۶۴ صفحه منتشر شده و بیشتر به ارائه گزارش تبلیغی و انتشار مصاحبه‌های اعضای شورای شهر پرداخته شد مشخص گردید تعداد تابلوهایی که نام شهید از آنان حذف شده علی‌رغم نظر مدیران شهری مبنی بر تعداد اندک حذف نام شهدا از معابر، بیشتر از آنچه‌که ذکر شده، بوده است. همچنین در جمع‌بندی گزارش کمیته ویژه بررسی موضوع تابلوهای مزین به نام شهدا تلاش شد تا علت این قصور به عملکرد پیمانکاران شهرداری بازگردد زیرا در بخشی از گزارش جمع‌بندی آمده بود«دستورالعمل‌های مربوط به چگونگی چاپ، کیفیت رنگ، ضخامت و جنس تابلوها به درستی ابلاغ و یا به درستی بر نحوه اجرای آن توسط پیمانکار نظارت نشده است و بنابراین در این مورد می‌توان اهمال را عاملی مؤثر دانست.»

این گزارش و محرزشدن اهمال شهرداری در این زمینه در کنار تلاش مدیران آن برای کوچک انگاشتن چنین رخدادی باعث خشم کاربران فضای مجازی و حتی تحصن های پراکنده جمعی از شهروندان در مقابل شورا شد. آنها در این تحصن ها و پیام های مجازی از دستگاه قضایی می خواستند تا به جد این شیطنت که احتمال عمدی بودن آن نیز کم نبود را نیز پیگیری نموده و با متخلفان و اهانت کنندگان به ساحت مقدس شهدا، به شدت برخورد نمایند. گروهی دیگر نیز معتقد بودند که از فردی که برادرش آشکارا تیشه برداشته تا به زعم خود بر ریشه مستحکم انقلاب ضربه بزند، بیشتر از این نباید انتظار داشت! یکی از کاربران فضای مجازی در همین زمینه نوشته بود: شورای شهر باید مواخذه شود و پاسخگو باشد؛ چرا فردی را برای شهرداری نامزد کرده که برادر و بستگانش عضو مرکزیت سازمان منافقین هستند؟ تهران، پایتخت جمهوری اسلامی و ام القرای جهان اسلام است. شهردار پایتخت باید در همین تراز باشد.

پارچه سیاه

از سالها قبل شهرداری تهران با نزدیک شدن به ماه محرم ، شهر را با به شکلی آذین می بست که کاملا حال و هوای عزاداری را تداعی می کرد. با این وجود امسال شهرداری با کوتاهی آشکاری در این زمینه باعث شد تا صدای بسیاری از مسئولان و حتی انتقادها و گلایه های بسیاری از بچه هیاتی های مذهبی به هوا بلند شود! اولین واکنش شهرداری به این موضوع اما در نوع خود هم جالب بود و هم قابل تامل! "محمدرضا جوادی یگانه" معاون فرهنگی و اجتماعی شهردار تهران در برنامه ای تلویزیونی در مورد دلیل بروز این اهمال گفته بود: دلیل آن این بود که اینهمه پارچه سیاه نداشتیم. این جمله کافی بود تا موج جدید و البته شدیدتری از اعتراض ها به این عذر بدتر از گناه، به راه بیافتاد. بطوریکه وی را مجبور کند تا در گفتگوهایی کاملا خط و سو داده شده، اعلام کند که از سخنانش سوء برداشت شده است!  وی در واکنش به حواشی ایجاد شده پیرامون سخنانش در مورد نداشتن پارچه سیاه گفت: شهرداری تهران فعالیت‌های متعددی درباره محرم داشته است، اما یک بخش از صحبت من که موجب سوءتفاهم شده،‌ درباره نبودن پارچه سیاه بود که ربطی به سیاه‌پوش کردن شهر نداشت، بلکه درباره تولید ۵۰ هزار پرچم و توزیع آن بین کسبه از طریق مساجد با همکاری سازمان تبلیغات اسلامی بوده است. وگرنه حجم سیاه پوش شدن شهر تهران دو برابر سال‌های گذشته بوده است.

با این وجود، این اظهارات در کنار ظاهر عاری از حال و هوای محرمی شهر باعث شد تا حتی گروهی از بچه مذهبی ها مقابل شهرداری تهران تحصن کنند و از شهردار بخواهند تا هر چه سریعتر شهرشان را آماده برگزاری مراسم های محرم و عزاداری سرور و سالار شهیدان کند. این اعتراض ها به همراه فشارهای افکار عمومی بر روی شهرداری باعث شد تا شهرداری در اقدامی عجولانه بخش هایی از شهر را سیاه پو ش کند تا بلکه شاید از زیر بار فشار افکار عمومی خلاص شود. به همان نسبت شهردار تهران نیز تلاش کرد تا در برنامه های مختلفی که شرکت می کرد با اشاره به نقش محرم و ضرورت هر چه باشکوهتر برگزار شدن آن، کمی فضای به وجود آمده را تلطیف کند! فضایی که وی را به عنوان شخص اول دستگاه عریض و طویل شهرداری، متهم به اهمال و سهل انگاری در توجه به آمیزه های دینی و حسینی می کرد!  شاخصه هایی که بیشتر بر ابهام عملکردی شهردار تهران و پشت پرده عملکرد تیم وی در طول این سالها می افزاید.

ادامه دارد....!

عضویت در کانال تلگرامی مرور نیوز